بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 مرداد 1389

سلام

دیشب به اتفاق خانواده برای مراسم جشن رفته بودیم حرم علی ابن مهزیار اهوازی .

مراسم هم شامل دو نوبت مولودی خوانی و سخنرانی و در آخر با صحبت های دکتر ناصر سودانی نماینده ی مجلس به پایان رسید . حتما میگید خوب اینا چیه میگی به ما چه ربطی داره . میرم سر اصل مطلب:

دیشب سوار تاکسی که به سمت حرم می رفتیم دیدم جلومون ترافیکه و بیشتر که توجه کردم دیدم دو نفر تو خیابون شربت می دن و صدای آهنگ عجیبی هم میومد . جلوتر که رفتیم مطمئن شدم دارم صدای آهنگ بندری می شنوم . خیلی تعجب کردم . با خودم گفتم بنده خداها لابد آهنگ مولودی نداشتن . ولی وقتی جلوتر رفتم دیدم نه بابا قضیه چیز دیگست . چند از کاسبا که یه جایگاهی برای شربت دادن درست کرده بودن یه ارکست ( ارگ زن ) هم اورده بودن براشون ارگ می زد . فقط هم آهنگ کار می کرد اونم بندری و البته چند نفری هم که اونجا ایستاده بودن دست می زدن و این دست زدن تمام بدنشون رو تکون می داد . راحت بگم تو کار حرکات موزون بودن .خلاصه رسیدیم حرم . اول که با دیدن یه سری دختر خانم ها و خانم ها فکر کردم شاید کسی عروسی گرفته تو حرم و اینا هم البته فامیلاشن که اومدن عروسیش ولی بعد متوجه شدم تعداد خیلی زیاده و اصلا عروسی ای در کار نیست اونا اشتباهی اومدن .البته آقا پسر ها هم فرصت رو غنیمت شمرده بودن و خوب استفاده می کردن . بعد از مراسم هم یه ماشین در بست گرفتیم که بیایم خونه که طرف ( راننده رو می گم ) رسما تو فضا بود . نمی دونم چی مصرف کرده بود ولی اونقدر بی خود شده بود که نمی فهمید داره چکار می کنه . با آهنگ بدنو تکون می داد و سرعتش هم روی 120 تا بود که فکر کنم پراید بیشتر از این نره . یه لحظه اونقدر جو گیر شده بود که هی می خواست دنده رو از چهار بیشتر کنه . سه بار دنده رو جلو عقب کرد تا آخر یادش اومد پراید بیشتر از چهار دنده نداره .

خداییش برام خیلی سخت بود که شب میلاد منجی عالم بشریت که باید بش ثابت می کردیم منتظر ظهورش هستیم همچین چیزایی رو ببینم .

نظر یادتون نره .

ممنون .




طبقه بندی: بپرس تا بگم، 
برچسب ها: مهدی بیا،
ارسال توسط مدیر وبلاگ
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic