بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 16 آبان 1390

درود....

از امروز ثبت نام واسه ارشد شروع میشه واسه همه هم کلاسی هام آرزو موفقیت میکنم.

ایشالا و به سلامتی بچه ها نتیجه زحمتاشون رو بگیرن و به اون چیزی که میخوان برسن



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 9 فروردین 1390

سلام

این موضوع برام خیلی جالب بود گفتم بزارم شاید شما هم خوشتون اومد . البته احتمالا اصل خبر رو شنیدید . ولی این یه مقدار بیشتر وارد جزئیات شده . البته این مصاحبه رو از سایت www.topiranian.com برداشتم .

رامین علیپور 27 سال بیشتر ندارد، متولد آبادان است ولی در تهران زندگی می‌کند.
او رشته مهندسی برق و الکترونیک در دزفول را به پایان رسانده و چند سال است به قول خودش روی اختراعاتش کار می‌کند. علیپور می‌گوید اختراعات من که تا به حال 9 تا بوده مورد استقبال به ویژه در کشورهای خارجی قرار گرفته ولی شارژر بی‌سیم سر و صدای زیادی به پا کرده است.
ضریب نفوذ تلفن همراه در جوامع رو به افزایش است ناتمام گذاشته شدن بعضی مکالمات ضروری در ساعاتی از شبانه‌روز به خاطر تمام شدن شارژ گوشی مسئله‌ای نیست که تاکنون ما با آن روبرو نشده باشیم. علیپور می‌گوید: شاید فرق من با بعضی دیگر این بوده که وقتی به مشکلی این چنینی برخورد کرده‌ام درصدد حل آن برآمده‌ام و این اساس اختراعاتم را تشکیل می‌دهد.

از علیپور می‌خواهم درباره شارژر بی‌سیم موبایل که برای همگان جالب است توضیح بیشتری بدهد، او می‌گوید: این که یک تلفن همراه بدون سیم شارژر شود مستلزم این است که برق به صورتی دیگر به باتری انتقال یابد که من آن را توانسته‌ام از طریق امواج انتقال بدهم. انتقال انرژی از طریق امواج فرآیند پیچیده‌ای دارد که علیپور آن را به شکافتن هسته اورانیوم تشبیه می‌کند و می‌گوید اینکه تحت چه فرکانسی این انرژی ارسال شود یا چه مداراتی با PCبه اصطلاح به هم مچ شوند تا کار قابل انجام باشد.
علیپور می‌گوید می‌دانستم کار سختی است چون عملکرد دانشمندان ژاپنی را پیرامون این مسئله دنبال کرده بودم، آنها مدت 10 سال روی این قضیه یعنی انتقال انرژی از طریق امواج کار کردند و توانستند فقط یک متر این انتقال را انجام دهند در حالی که من توانسته‌ام در عرض 7 ماه این مقدار را به 100 متر برسانم. به طوری که هر موبایلی که وارد شعاع 100 متری دستگاهی که من اختراع کرده‌ام بشود و دارای دستگاه گیرنده امواج نیز‌باشد اگر احتیاج به شارژ داشته باشد شارژ می‌شود و زمانی که شارژ تکمیل می‌شود یا نیازی به شارژ ندارد به طور اتوماتیک قطع می‌شود.

علیپور می‌افزاید می‌توان این دستگاه را درست مثل آنتن مرکزی که در آپارتمان‌ها نصب می‌شود در برج‌ها، آپارتمان‌ها، اماکن عمومی مثل مترو قرار داد و حتی بدون این که تداخل فرکانسی داشته باشد می‌توان در کنار آنتن‌های موبایل نصب کرد.
وقتی از او می‌خواهم پیرامون دستگاه گیرنده امواج توضیح دهد این جوان خلاق می‌گوید از آنجایی که نمی‌توان در قاب موبایل تغییری ایجاد کرد دستگاه مذکور که به اندازه بند
انگشت است پشت موبایل قرار می‌گیرد که کمپانی سونی اریکسون که علاقمند به خریداری آن است، آن را در خود قاب تعبیه می‌کند. این دستگاه انرژی انتقال یافته توسط امواج را گرفته تبدیل به برق می‌کند و برق هم سبب شارژ باتری موبایل می‌شود.

دستگاه مادر تقریبا به اندازه شارژرهای موبایل است به ابعاد 4ھ9ھ3 سانتی‌متر که دارای یک آنتن 5-4 سانتی‌متری نیز هست که از طریق آن امواج حاصل انرژی ارسال می‌شود.
پاور دستگاه یا دستگاه مادر برق 220 ولت یا 110 ولت شهری را گرفته و پس از تبدیل آن به برق 6/3 ولتی، آن را از یک سری از فیلترها گذرانده و به موج تبدیل می‌کند و با فرکانس خاصی آن را ارسال می‌کند و دستگاه گیرنده پشت موبایل آن را گرفته تبدیل به برق 6/3 ولت نموده و سبب شارژ باتری می‌گردد.
علیپور معتقد است از این نوع شارژرهای بی‌سیم می‌توان در آینده در تمام وسایل الکترونیکی مثل جاروی شارژی ، باتری شارژی ، لپ تاپ و... استفاده کرد.
همه ما شنیده‌ایم که علیپور با کمپانی سونی اریکسون وارد معامله شده، خودش می‌گوید من در حال مذاکره هستم و چانه‌زنی بر سر قیمت ادامه دارد، آنها از من نمونه تکمیل‌تری خواسته‌اند، شرکت مزبور نمونه قبلی من را مورد آزمایش قرار داده و تست کرده‌اند که به گفته خودشان هیچ مشکلی نداشته است.
براساس آزمایش آنها این دستگاه نه برای انسان‌ها مشکلی ایجاد می‌کند و نه از لحاظ فنی مسئله‌ای دارد و من هم اکنون در حال آماده کردن نمونه درخواست شده هستم.

رامین دلیل ترجیح شرکت مذکور بر دیگر شرکت‌های بزرگ سازنده موبایل را داشتن یک دوست مورد اعتماد در سوئد می‌داند که با سونی اریکسون وارد معامله شده و توانسته نظر آنها را جلب کند. مقامات شرکت به او حدود 50 میلیون کرون سوئد که حدود 5/5 میلیارد تومان ایران است در قبال خرید اختراعش پیشنهاد کرده‌اند شاید این برای خیلی از ما مبلغ بسیار زیادی به نظر برسد اما یک کارشناس مسائل مخابرات در سوئد به رادیو استکهلم در این زمینه گفت از آنجایی که این مخترعین از سوی دولت حمایت نمی‌شوند مجبورند خود با شرکت خارجی وارد مذاکره شوند رقم‌های پیشنهادی آنان شاید زیاد به نظر برسد ولی در حقیقت برای آن شرکت و شرکتی مثل سونی اریکسون در قبال سودی که از این ابداع جدید عایدش خواهد شد بسیار ناچیز و پیش پا افتاده است و در حقیقت این کمپانی است که سود اصلی را می‌برد و نه جوان مخترع.
برای مصون ماندن اختراعات و ابداعات از سرقت باید آنها را بلافاصله به ثبت رساند. رامین علیپور نیز به همین جهت و به گفته خودش 9 تا از اختراعاتش را در ایران و دو نمونه را به صورت بین‌المللی به ثبت رسانده است. ثبت بین‌المللی در یکی از کشورهای عضو کنوانسیون ژنو در اروپا ، آمریکا و یا آسیا صورت می‌گیرد و به عقیده وی چون بین‌المللی است از اطمینان بالایی برای محفوظ ماندن برخوردار است. علیپور می‌افزاید ثبت داخل کشور شاید تا حدودی خیال انسان را راحت کند اما ارزش بین‌المللی ندارد چون فقط به مدت 20 سال برای داخل کشور ارزشمند است چرا که افرادی از خارج کشور می‌توانند بیایند نمونه را ببینند از آن نسخه‌برداری کنند پس از خروج از ایران آن را ثبت کرده و بفروشند و تمام زحمات انسان را به هدر دهند و سود حاصل از آن نصیب آنها گردد.
مخترع جوان کشورمان پیرامون هزینه‌های ساخت و ثبت آن می‌افزاید برای ساخت وسیله موردنظر حدود 25 هزار تومان هزینه شده که در مرحله تولید انبوه شاید به 10 تا 15 هزار تومان برسد ولی برای ثبت بین‌المللی آن 50 میلیون تومان هزینه کرده‌ام.

از او می‌پرسم چرا با شرکت‌های ایرانی وارد معامله نشدی، می‌گوید با این که شرکت‌های ایرانی فهمیدند ولی اصلا تماس نگرفتند هر چند می‌دانم آن قدرت خرید آن را هم ندارند. ولی باید گفت که اصولا برای شرکت‌های ایرانی مهم نیست آنها حاضرند همین اختراع و تکنولوژی به کار برده در آن را که توسط یک ایرانی انجام شده از یک شرکت خارجی خریده و وارد کنند ولی با خود ما وارد معامله نشوند.
وی می‌گوید چند شرکت خارجی از من برای رفتن به آنجا و همکاری با آنها دعوت کرده‌اند ولی من به خاطر نداشتن کارت پایان خدمت نمی‌توانم از کشور خارج شوم. وی با اظهار تاسف از این که حدود 20 ماه از وقت مفیدش را باید در سربازی بگذارند می‌گوید دوندگی‌های زیادی برای معافیت کردم ولی به نتیجه نرسیدم. علیپور ادامه می‌دهد یکی از عواملی که سبب معافیت در سربازی می‌شود شرکت در جشنواره‌های خارجی و داخلی مثل خوارزمی و مقام آوردن است که من به دلایلی در این جشنواره‌ها شرکت نکرده‌ام.
او با ناراحتی از عدم سرمایه‌گذاری کافی در زمینه تحقیقات و پژوهش یاد کرده و می‌گوید عدم حمایت از جوانانی که در این راه گام برمی‌دارند، خلاقیت به خرج می‌دهند و از خودشان مایه می‌گذارند باعث بایکوت آنان می‌شود، آنها را سرخورده می‌کند و سبب می‌گردد یا کارشان را متوقف کنند و به یک کار درآمدزا بپردازند و یا به دعوت دانشگاه‌ها و شرکت‌های خارجی رهسپار خارج از کشور شوند که هر دوی این راه‌ها سبب ایجاد ضررهای جبران‌ناپذیری برای کشور می‌شود.
دانشمندان ژاپنی مدت 10 سال روی انتقال انرژی از طریق امواج کار کردند و توانستند فقط یک متر این انتقال را انجام دهند درحالی که من توانسته‌ام در عرض 7 ماه این مقدار را به 100 متر برسانم
مقامات «سونی اریکسون» به «علیپور» حدود 50 میلیون کرون سوئد که حدود 5/5 میلیارد تومان ایران است، در قبال خرید اختراعش پیشنهاد کرده‌اند .




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 1 فروردین 1390

سال 89 با تموم خوشی ها و بدیهاش تموم شد . ولی باید بگم که بین سه سالی که تا الان از عمر برق 87 گذشته ، به نظر من از همه قشنگتر بود . با تمام سختی ها و خستگی هاش قشنگتر بود .

هیچ وقت نوروز 89 یادم نمیره . یادم نمیره که پارسال ، وقتی از تعطیلات برگشتیم ، فهمیدم سر سفره ی هفت سین بعضی از بچه ها سیگنال بوده . و فیلم یکی از بچه ها رو دیدم که سر لحظه ی سال تحویل به جای قرآن خوندن ، سیگنال می خوند . یادش بخیر . عجب سالی بود . خیلی هامون 6 واحدو با استاد فاطمی تو این سال پاس کردیم . فکر کن !!!! 6 واحد با استاد فاطمی تو یه سال !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته متاسفانه تعدادی هم پاس نکردیم .

سالی بود که مزه ی اتاق 8 نفره رو تو خوابگاه کشیدیم ! ( چه تلخ بود ) . سالی بود که رکب دسته جمعیه استادا رو چشیدیم ! ( چه رکبی ) .

سالی بود که یارانه ها...

ولی امیدوارم امسال دیگه سر سفره ی هفت سین کسی از بچه ها ، سلف و سوئیچ و از این چیزا نبوده باشه ( البته بعیده که نبوده باشه ) و تعطیلات به همشون خوش بگذره .

امیدوارم مهر امسال دیگه تو اتاق 8 نفره نباشیم .

امیدوارم دیگه استادا رکب نزنن .

امیدوارم که یارانه ها ...

دوباره عید رو به همه مخصوصا هم کلاسیهای عزیزم تبریک می گم .

کل عام و انتم به الف خیر




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 21 اسفند 1389

درود....

" بزرگترین زلزله ثبت شده در تاریخ ژاپن "

 

زلزله ژاپن از نظر شدت (هشت و نه دهم ریشتر) در میان 10 زلزله بزرگ تاریخ جهان است 



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 19 اسفند 1389

درود....

  خب آخرای سال هستیم و اکثر شما عزیزان تلاشتون این روزهای آخر سال بسیار بیشتر از قبل شده تا عید خوبی رو با آرامش پشت سر بگذارید ... ما هم عین شما چند پروژه سنگین رو برای این ترم برداشتیم و هر روز میگیم کاش شبانه روز به جای 24 ساعت حداقل 34 ساعت بود که به همه چی میرسیدیم ... لول

 

اما این عکسها رو ببینید و از من بعنوان برادر کوچیکتون یه پیغام داشته باشید و اونهم اینه :

راحت و شاد زندگی کنید دنیا 2 روزه



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 15 اسفند 1389

درود....

به نظر شما از این آبشار ها كدومشون از همه قشنگ تره؟

خیلی خوشكلن منم میخوام برم آبشار ببینم...



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 13 اسفند 1389

درود

خبری که امروز داریم از چاق ترین زن ایرانی است که متاسفانه با مشکلات بسیار زیادی سر و کله میزند ...

سعی کنید قدر سلامتی خود رو بدونید و سالم زندگی کنید تا گرفتار امراض غیر عادی نشوید ... 

 

 

 

چاق‌ترین زن ایران با ۳۵۰ کیلوگرم وزن در خانه‌شان تحت درمان است و پزشکان حال عمومی وی را مساعد توصیف کرده‌اند. این زن که از چاقی مفرط رنج می‌برد و این موضوع موجب بروز بیمارهای مرتبط دیگری در وی شده است، در خانه و با برخی پزشکان متخصص به رایگان تحت درمان است و این در حالی است که خواهر وی به همین دلیل در تابستان سال پیش جان باخت.

سرپرست تیم پزشکی بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز که معالجه یکی از زنان چاق‌ ایران در اهواز را به عهده دارد پس از معاینه این بیمار در خانه، حال وی را مساعد توصیف کرد.

دکتر عبدالله صرامی، پزشک معالج و سرپرست تیم پزشکی بهداشت و درمان اهواز حال عمومی خانم مجدم که از چاقی مفرط رنج می‌برد را تقریبا مساعد عنوان کرد و افزود: در حال حاضر از نظر عفونت‌های پوستی مشکل حادی وجود ندارد و عفونت‌های قبلی نیز بهتر شده است.

وی ادامه داد: متاسفانه در ارتباط با دردهای عضلانی اسکلتی که به هر دو پای بیمار انتشار یافته، محدودیت تشخیصی داریم به خاطر آنکه وزن زیاد بیمار اجازه انجام ‌MRI را نمی‌دهد و تنها کاری که ما می‌توانیم انجام بدهیم درمان علامتی است.

وی در ادامه با بیان اینکه وزن بسیار بالای بیمار موجب شده درمان با احتیاط انجام شود، افزود: ما حتی قادر نیستیم وزن بیمار را اندازه بگیریم چراکه وی به دلیل چاقی مفرط عملا بی‌حرکت است.

خانم مجدم ۵۰ ساله نیز درباره شرایط جسمانی‌اش گفت: حدود یک و نیم ماه است که از کمردرد شدید رنج می‌برم و چون عملا هیچگونه حرکتی ندارم این درد روزبه‌روز تشدید می‌شود.
 

وی افزود: من از بدو تولد چاق بودم اما از ۳ سال پیش وزنم یکباره افزایش پیدا کرد به طوری که امکان هرگونه تحرکی از من سلب شد و به کلی زمینگیر شدم.

تابستان گذشته نیز خواهر ۶۵ ساله وی بر اثر چاقی مفرط و ابتلا به دیابت با ۳۵۰ کیلو وزن پس از معالجات بسیار درگذشت.

تیم پزشکی بهداشت و درمان اهواز که معالجه وی را نیز به عهده داشت پس از انجام معاینات و بررسی آزمایشات متعدد اعلام کرد راه قطعی برای درمان این نوع چاقی وجود ندارد و هرگونه عمل جراحی به منظور کاهش وزن، ممکن است موجب مرگ شود. تیم پزشکی متشکل از پزشکان متخصص بهداشت و درمان صنعت نفت اهواز از مدت‌ها پیش معالجه این ۲ خواهر را به صورت رایگان به عهده گرفته‌اند.

 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 12 اسفند 1389

درود....

خب واقعا جای تبریک داره بین 185 کشور رتبه 181 رو کسب کرده ایم ...

یاد المپیک 4 ، 5 سال پیش افتادم که یه شناگر ایرانی بین 64 نفر شد نفر 63 که فرداش روزنامه تیتر زد :

خدا رو شکر غرق نشدیم !

 

صد البته در یک مورد اینترنت ایران رتبه 1 رو داره و اونهم ...

OoOoPsSsSs!!!!

مشترک گرامی

بنده قادر به ادامه گفته هام نخواهم بود !



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 10 اسفند 1389

سلام و درود...

این قفسه سینه که می بینی یه حکمتی داره .
خدا وقتی آدمو آفرید سینه اش قفسه نداشت
یه پوست نازک بود رو دلش .
یه روز آدم عاشق دریا شد ...

www.darhami.com

اونقدر که با تموم وجودش خواست تنها چیز با ارزشی که داره بده به دریا.
پوست سینه شو درید و قلبشو کند و انداخت تو دریا .
موجی اومد و نه دلی موند و نه آدمی .

www.darhami.com

خدا دل آدمو از دریا گرفت و دوباره گذاشت تو سینش .  

آدم دوباره آدم شد .
ولی امان از دست این آدم

www.darhami.com

دو روز بعد آدم عاشق جنگل شد .
دوباره پوست نازک تنشو جر داد و دلشو پرت کرد میون جنگل .
باز نه دلی موند و نه آدمی .

www.darhami.com

خدا دیگه کم کم داشت عصبانی میشد .
یه بار دیگه دل آدمو برداشت و محکم گذاشت تو سینه اش .
ولی مگه این آدم , آدم می شد

www.darhami.com

این بار سرشو که بالا کرد یه دل که داشت هیچی با صد دلی که نداشت عاشق آسمون شد .
همه اخم و تخم خدا یادش رفت و پوست سینه شو جر داد و باز دلشو پرت کرد میون آسمون .
دل آدم مثه یه سیب سرخ قل خورد و قل خورد و افتاد تو دامن خدا .

www.darhami.com

نه دیگهخدا گفت این دل واسه آدم دیگه دل نمی شه .
آدم دراز به دراز چش به آسمون رو زمین افتاده بود.

 

خدا این بار که دل رو گذاشت سرجاش بس که از دست آدم ناراحت بود یه قفس کشید روش که دیگه آها ، دیگه … بسه .

www.darhami.com

آدم که به خودش اومد دید ای دل غافل … چقدر نفس کشیدن واسش سخت شده .
چقد اون پوست لطیف رو سینش سفت شده .
دست کشید به رو سینشو وقتی فهمید چی شده یه یه آهی کشید … یه آهی کشید همچین که از آهش رنگین کمون درست شد .

www.darhami.com

و این برای اولین بار بود که رنگین کمون قبل از بارون درست شد .
بعد هی آدم گریه کرد هی آسمون گریه کرد .

روزها و روزها گذشت و آدم با اون قفس سنگین خسته و تنها روی زمین سفت خدا قدم می زد و اشک می ریخت .
 

www.darhami.com

آدم بیچاره دونه دونه اشکاشو که می ریخت رو زمین و شکل مروارید می شد برمی داشت و پرت می کرد طرف خدا تو آسمون .
تا شاید دل خدا واسش بسوزه و قفسو برداره .
 

www.darhami.com

اینطوری بود که آسمون پر از ستاره شد .

 

ولی خدا دلش واسه آدم نسوخت که .
خلاصه یه شب آدم تصمیم خودشو گرفت .
یه چاقو برداشت و پوست سینشو پاره کرد .
دید خدا زیر پوستش چه میله های محکمی گذاشته … دلشو دید که اون زیر طفلکی مثه دل گنجشك می زد و تالاپ تولوپ می کرد .
انگشتاشو کرد زیر همون میله ای که درست روی دلش بود و با همه زوری که داشت اونو کند .
آخ .. اونقد دردش اومد که دیگه هیچی نفهمید و پخش زمین شد .
.......

www.darhami.com

خدا ازون بالا همه چی رو نیگا می کرد .
دلش واسه آدم سوخت .
استخونو برداشت و مالید به دریا و آسمون و جنگل .
یهو همون تیکه استخون روی هوا رقصید و رقصید .
چرخید و چرخید .
 

www.darhami.com

آسمون رعد زد و برق زد
دریا پر شد از موج و توفان و درختای جنگل شروع کردن به رقصیدن .

همون تیکه استخون یواش یواش شکل گرفتو شد و یه فرشته .
با چشای سیاه مثه شب آسمون
با موهای بلند مثه آبشار توی جنگل
اومد جلو و دست کشید روی چشای بسته آدم

www.darhami.com

آدم که چشاشو باز کرد اولش هیچی نفهمید
هی چشاشو مالید و مالید و هی نیگا کرد .
فرشته رو که دید با همون یه دل که نه با صد تا دلی که نداشت عاشقش شد .
همون قد که عاشق آسمون و دریا و جنگل شده بود .
نه … خیلی بیشتر .
پاشد و فرشته رو نگاه کرد .

 

دستشو برد گذاشت روی دلش همونجا که استخونشو کنده بود .
خواس دلشو دربیاره و بده به فرشته .
ولی دل آدم که از بین اون میله ها در نمیومد .
باید دوسه تا دیگه ازونا رو هم میکند .
تا دستشو برد زیر استخون قفس سینش فرشته خرامون خرامون اومدجلو .
دستاشو باز کرد و آدمو بغل کرد

www.darhami.com

سینشو چسبوند به سینه آدم .

خدا ازون بالا فقط نیگا می کرد با یه لبخند رو لبش .

آدم فرشته رو بغل کرد .
دل آدم یواش و یواش نصفه شد و آروم آروم خزید تو سینه فرشته خانوم .
فرشته سرشو آورد بالا و توی چشای آدم نیگا کرد .
آدم با چشاش می خندید

www.darhami.com

فرشته سرشو گذاشت رو شونه آدم و چشاشو بست .

آدم یواشکی به آسمون نیگا کرد و از ته دلش دست خدا رو بوسید .
اونجا بود که برای اولین بار دل آدم احساس آرامش کرد




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 2 اسفند 1389

درود....

دیگه در این حد فاجعه ندیده بودم که امروز دیدم ...

دلسترهایی که روزانه میلیون ها نفر استفاده میکنن و ...

نمیدونم جواب شرکت بهنوش چی هست ولی امیدوارم لااقل موادی که داخل این قوطی ها به اسم دلستر به مردم نگون بخت ارائه میشه لااقل سالم باشه !!!!!!!



ادامه مطلب
طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 اسفند 1389

 

 درود....

دریا

ترانه ی تو را می خواند

زمین

آرزوی پاکی تو را دارد

و من

بر ماسه های ساحل دریا

می نویسم

جهان به مهربانی تو زنده است

 

   یا محمد(ص)

 

گروه اینترنتی درهم | www.darhami.com

 

 

میلاد رسول اکرم(ص)،پیامبر نور و رحمت ،ختم رسل،دلیل آفرینش عالم و آدم،نور چشم مخلوقات و مایه مباهات کاینات بر همگان تبریک و تهنیت باد

 

 

     

 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 30 بهمن 1389

درود....

لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم می‌خواهی به آن خانه برگردی یا نه؟!

لازم است گاهی از مسجد، کلیسا و ... بیرون بیایی و ببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!

لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی، فکر کنی که چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است؟

لازم است گاهی درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی، غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟!

لازم است گاهی پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان و بهمان را بی‌خیال شوی، با خانواده ات دور هم بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهن‌پاره‌ی برقی است یا نه؟!!

لازم است گاهی بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج، تا ببینی در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده ؟!

لازم است گاهی عیسی باشی، ایوب باشی، انسان باشی ببینی می‌شود یا نه؟!

و بالاخره لازم است گاهی از خود بیرون آمده و از فاصله ای دورتر به خودت بنگری واز خود بپرسی که سالها سپری شد تا آن بشوم که اکنون هستم. آیا ارزشش را داشت ...؟!   


سخن روز :  زیبائی در فراتر رفتن از روزمره‌ گی‌هاست... ورنر




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1389

درود....

 ولنتاین ممنوع!!!

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/2/14/43535505v1_400x400_Front_Color-White.jpg

جشن اسفندگان (سپندارمذگان) یکی از جشن‌های ایرانی است که در روز پنجم اسفند برگزار می‌شود. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده‌است که ایرانیان باستان روز پنجم اسفند را روز بزرگداشت زن و زمین می‌دانستند. اگرچه منابع کهن از جمله ابوریحان این جشن را در روز پنجم اسفند ذکر کرده اند. ولی با توجه به تغییر ساختار تقویم ایرانی در زمان خیام که پس از ابوریحان میزیست، و سی و یک روزه شدن شش ماه نخست سال در گاهشماری ایرانی، تاریخ ذکر شده در منابع کهن را باید به روز رسانی کرد. امروز زرتشتیان آنرا در روز اسفند (سپندارمذ - پنجمین روز) از ماه اسفند (سپندارمذ) برابر با بیست و نهم بهمن در گاهشماری خورشیدی امروزین برگزار میکنند. عموم پژوهشگران (از جمله استادان: ابراهیم پورداوود، جلیل دوستخواه، رضا مرادی غیاث آبادی و پرویز رجبی) زمان درست این جشن را پنجم اسفند می‌دانند و ابداعات جدید در انتقال آن به 29 بهمن را نادرست می‌انگارند.

در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد مهر مادری و باروری می‌پنداشتند.

در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید.

روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» روز زن و زمین است.

روز پنجم اسفند در همه گاه‌شماری‌های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته می‌شود.

در این روز مردان به همسران خود هدیه می‌دادند. مردان زنان خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنان اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند. این یک یادآوری برای مردان بود تا مادران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید.

***

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/2/14/NoValentine.jpg

وقتی «سپندارمذگان» فراموش می‌شود و «ولنتاین» گرامی!

 

 

این در حالی است که پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش باز می‌گردد، در حالی که آیینی بسیار قدیم‌تر و با شکوه‌تر با نام «سپندارمذگان»، یا «سپندارمذ» از بیش از پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و می‌توان گفت، ولنتاین کپی‌برداری شده این جشن باستانی ایرانی است. سپندار مذ لقب ملی زمین است؛ یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد.

در حالی که دشمنان ایران زمین از راه‌های گوناگون، می‌کوشند ایرانیان را هر چه بیشتر نسبت به فرهنگ ملی خود بیگانه کنند و متأسفانه در این راه موفقیت‌هایی هم به دست آورده‌اند، می‌بینیم در این روز‌ها بسان چند سال گذشته، جوانان ایرانی غافل از داشته‌های فرهنگ ملی و آیین‌های غرور انگیز کهن ایران زمین به تقلید از جوانان غربی در تدارک مراسمی به عنوان «ولنتاین» می‌کوشند.
این در حالی است که پیشینه تاریخی ولنتاین، تنها به حدود 1700سال پیش بازمی‌گردد، حال آن که آیینی بسیار قدیم‌تر و با شکوه‌تر با نام «سپندارمذگان» یا «سپندارمذ» از بیش از پنج هزار سال پیشینه در ایران برخوردار بوده و می‌توان گفت، ولنتاین کپی‌‌برداری شده این جشن باستانی ایرانی است.

 

روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) عیدی در روز چهاردهم فوریه (۲۵ بهمن‌ ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است. تاریخچه کامل و دقیق والنتین در دست نیست؛ اما آنچه از پیشینه این روز می‌دانیم با افسانه درآمیخته ‌است.

 

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌ به نام کلاودیوس دوم (Claudius II) که بر این باور بود، مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند، سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این روی، ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
کلاودیوس به قدری بی‌رحم و فرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرأت کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام، هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً چهل سال پس از دوران کلاودیوس دوم، یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد... .

هنگامی که والنتین در زندان بود، یکی از زندانبانان، دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد و به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم شود، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: «از طرف والنتین ـ تو» (From Your Valentine)»؛ اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور روی کارت‌های والنتین دیده می‌شود... .

 


سپندارمذگان جشن زمین و گرامیداشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پیدا می‌كردند. در این روز، زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌دادند و مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌كردند.

 

هنوز نیز در برخی از گوشه‌های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می‌شود، در این روز، بانوان لباس و کفش نو می‌پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده‌اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده، تشویق می‌‌شوند و از مردهای خود پیشکش‌هایی دریافت می‌کنند. آن‌ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران، وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می‌گیرند.

بنابراین، تردید نمی‌توان داشت که در صورت بی‌توجهی به این جشن‌ها و آیین‌های ملی، استحاله ای که با حمله و تاراج بیگانگان ضد ایرانی برای فرهنگ ایرانی وجود داشته است، با شدت و حدت بیشتری ادامه خواهد یافت تا ایرانیان را هر چه بیشتر از پیشینه پر افتخار خود دور کند.

 

در گاه‌شماری‌های گوناگون ایرانی، هر ماه را سی روز حساب می‌كردند و علاوه بر این که ماه‌ها نام داشتند، هر یک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند؛ برای نمونه، روز نخست هر ماه، «روز اورمزد» (خدای یگانه)، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌ است. سپندارمذ، لقب ملی زمین است؛ یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد، زشت و زیبا را به یك چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد.

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/2/14/valentinesday-nodate.jpg

 

 I LOVE IRANIANS!




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 24 بهمن 1389

سلام و درود... 

هفت آدرس ایمیل بدرد بخور اما ناشناخته !


 

بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. امیدوارم بتواند برای شما هم مفید واقع شود!
 

۱. Pdf@koolwire.com

اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!

 

 

۲. photos@flickr.com

فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.
 

 

۳. prod@writely.com

این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.
 


۴. wsmith@wordsmith.org

شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.

 

۵. go@blogger.com

اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!
 



۶. pdf2txt@adobe.com

یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!
 


۷. www@web2mail.com

و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید 

 

ali_tata3@yahoo.com 




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1389

... سلام و درود

هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده ؟

تمتوم روزو کار میکنیمو آخرشم از زمین و زمان شاکی میشیم که چیزی نداریم ، شمارو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:

 

قیمت یه روز بارونی چنده؟

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟

حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه تراول بدی؟

پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

اگه نصف روز هم بشینی به نیلوفر سوسنی رنگی که کنار جاده در اومده نگاه کنی بوته اش ازت پول نمی گیره.

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟ می ترسی برقش بگیرت، نه، اون می خواد ابهتشو نشون بده. آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد. این جوری فقط می خواد بگه منم هستم، فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه. هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟ شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشو روی سرما گریه می کنه؟ اونقدر که دیگه برای خودش چیزی نمی مونه و نابود میشه. هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟ هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه و به موجودات می بخشه، ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟ بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟ چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟ چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟

قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی. قیمت بلیتش دل تومنه!

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن، لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی که چون خاک روشو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی قیمت یه دست سالم چنده؟ یه چشم سالم چنده؟ چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟ خیلی خنده داره نه؟ و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه؟

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟ چی خیال کردی؟ پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی! اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری، اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟ قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟ چقدر باید بابت مکالمه روزانمون با خدا پول بدیم ؟ یا این که چقدر بدیم تا بابت یک کاستی که از صدای بلبل ضبط کردیم تحت پیگردقانونی قرار نگیریم، اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا وول می خوری!!




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
(تعداد کل صفحات:5)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]  

آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic