بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 بهمن 1389

سلام و درود به تمامی دوستای گلم 

 

فرا رسیدن رحلت پیامبر اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به همگی تسلیت عرض میکنم و اعلام میکنیم .

 

 

 

 




طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 آذر 1389

 

بخشی از مراسم پر شور غدیر ، درخواست حسان بن ثابت بود . او به حضرت عرض کرد : یا رسول الله ، اجازه می فرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب ( به مناسبت این واقعه عظیم ) سروده ام بخوانم ؟
 
حضرت فرمودند : بخوان ببرکت خداوند .
 
حسان گفت :
ای بزرگان قریش ، سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر گوش کنید .
و سپس اشعاری را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند . ذیلاً متن عربی شعر حسان و سپس ترجمه :
 
أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِی مُحَمَّد
لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِینَ قَامَ مُنَادِی
  
وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِیلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ
بِأَنَّک مَعْصُومٌ فَلَا تَک وَانِی
  
وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ
وَ إِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِی
  
عَلَیک فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ
رِسَالَتَهُ إِنْ کنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِی
  
فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاک رَافِعُ کفِّهِ
بِیمْنَى یدَیهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِی
  
فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکمْ
وَ کانَ لِقَوْلِی حَافِظاً لَیسَ نَاسِی
  
فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِی عَلِی وَ إِنَّنِی
بِهِ لَکمْ دُونَ الْبَرِیةِ رَاضِی
  
فَیا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِیاً فَوَالِهِ
وَ کنْ لِلَّذِی عَادَى عَلِیاً مُعَادِی
  
وَ یا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِیهِ لِنَصْرِهِمْ
إِمَامَ الْهُدَى کالْبَدْرِ یجْلُو الدَّیاجِی
  
وَ یا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ وَ کنْ لَهُمْ
إِذَا وُقِفُوا یوْمَ الْحِسَابِ مُکافِی
  
 
آیا نمی دانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و اله و سلم کنار درختان غدیرخم با حالت ندا ایستاد ، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود ، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان ، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرسانده ای .
 
در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دست علی علیه السلام را با دست راست بلند کرد و با صدای بلند فرمود : هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا بیاد می سپارد و فراموش نمی کند ، مولای او بعد از من علی است ، و من فقط به او - نه به دیگری - به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم . پروردگارا هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار ، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار . پروردگارا یاری کنندگان او را یاری فرما بخاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکی ها مانند ماه شب چهارده روشنی می بخشد . پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب می ایستند خودت جزا بده .

 

بعد از اینکه پیغمبر اکرم در عرفات و منا و مسجد الحرام کلیات اسلامی را در باب اصول و فروع بیان کرده که مهمترین سخنان ایشان است یک مرتبه در غدیر خم اینطور می فرماید مطلبی است که اگر آن را نگویم هیچ چیز نگفته ام فما بلغت رسالته به من گفته اند که اگر آن را نگویی هیچ چیز نگفته ای یعنی همه هبا و هدر است.

حضرت پرسیدند: چه کسی نسبت به مؤمنین از خودشان سزاوارتر است؟ همه جواب دادند البته شما،
حضرت فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. این حدیث هم مثل
حدیث ثقلین دارای اسناد زیادی است.
پس یعنی ولایت و اولویت امیر‌المؤمنین علیه السلام از نوع ولایت
رسول‌الله است .

 




طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 8 مهر 1389
لاینل واترمن داستان آهنگری را می گوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما با تمام پرهیزگاری در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشکلاتش به شدت بیشتر می شدند 
یک روز عصر دوستی که به دیدنش آمده بود و از وضعیت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجیب است درست بعد از اینکه تصمیم گرفتی مردی باخدا شوی زندگیت بدتر شده نمی خواهم ایمانت را ضعیف کنم اما با وجود تمام تلاشهایت در مسیر روحانی هیچ چیز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همین فکر را کرده بود و نمی فهمید چه بر زندگیش آمده است .

اما نمی خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به این موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را یافت روز بعد که دوستش به دیدنش آمده بود گفت : در این کارگاه فولاد خام برایم می آورند و باید از آن شمشیر بسازم می دانی چطور این کار را می کنم ؟ اول تکه ای از فولاد را به اندازه جهنم حرارت می دهم تا سرخ شود بعد با بیرحمی سنگینترین پتک را بر می دارم و پشت سرهم بر آن ضربه می زنم تا اینکه فولاد شکلی را بگیرد که می خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو می کنم تا جاییکه تمام این کارگاه را بخار آب فرا می گیرد فولاد به خاطر این تغییر ناگهانی دما ناله می کند و رنج می برد باید این کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشیر مورد نظرم دست پیدا کنم " یک بار کافی نیست "آهنگر مدتی سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهی فولادی که به دستم می رسد این عملیات را تاب نمی آورد حرارت پتک سنگین و آ ب سرد تمامش را ترک می اندازد می دانم که از این فولاد هرگز شمشیر مناسبی در نخواهد آمد "

آنگاه مکثی کرد و ادامه داد " می دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو می برد ضربات پتکی را که بر زندگی من وارد کرده پذیرفته ام و گاهی به شدت احساس سرما می کنم انگار فولادی باشم که از آبدیده شدن رنج می برد . 

اما تنها چیزی که می خواهم این است : " خدای من از کارت دست نکش تا شکلی را که تو می خواهی به خود گیرم با هر روشی که می پسندی ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهای بیفایده پرتاب نکن "



طبقه بندی: متفرقه،  مذهبی، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 6 مهر 1389

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد

بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد

ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ

همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد

با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم

عطر بر خود زدم و غالیه سا رفتم و شد

حمد را خواندم و آن مد "ولاالضالین" را

ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد

یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنی

گفتم ای مایه هر مهر و وفا، رفتم و شد

همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین

سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد

لن ترانی نشنیدم ز خداوند چو او

ارنی گفتم و او گفت رثا رفتم و شد

مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟

من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد

تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست

من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد

مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید

فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد

خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون

پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد

گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو

تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد




طبقه بندی: متفرقه،  مذهبی، 
ارسال توسط مدیر وبلاگ
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 8 شهریور 1389

درود....

با عرض سلام خدمت تمامی دوستای خوبم

امیدوارم که در شب قدر از دعاهاتون بنده حقیر را نیز محروم نکنید.

www.darhami.com

خدایا! من کلی دعای مستجاب نشده دارم

 چرا همه د عاهایم را مستجاب نمی کنی؟



ادامه مطلب
طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 26 مرداد 1389
6



طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط حسین فروزان
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 25 مرداد 1389
5



طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط حسین فروزان
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 23 مرداد 1389
3



طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط حسین فروزان
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 22 مرداد 1389
2



طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط حسین فروزان
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 مرداد 1389

بسم الله الرحمن الرحیم

 

"اللهمَّ اجعل صِیامی فیهِ صِیامَ الصائِمین، وَ قِیامی فیهِ قِیامَ القائِمین، وَ نَبِّهنی فیهِ عَن نَومَةِ الغافِلین، وَ هَب لی جُرمی فیهِ یا اِلهَ العالَمین، وَاعفُ عَنّی یا عافِیاً عَنِ المُجرِمین."

 

خدایا روزه مرا در این روز مانند روزه داران حقیقی که مقبول توست قرار ده ، واقامه نمازم را مانند نمازگزاران واقعی مقرر فرما ، ومرا از خواب غافلان « از یاد تو » هوشیار وبیدار ساز وهم در این روز جرم و گناهم را ببخش ای خدای عالمیان واز زشتیهایم عفو فرما ای عفو کننده از گنهکاران .




طبقه بندی: مذهبی، 
ارسال توسط حسین فروزان
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic