تبلیغات
دانشجویان مهندسی برق ورودی 87 - shabhaye GHADR

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 30 مرداد 1390


ای مهربانترین :


بارالها :  اکنون که یک بار دیگر به ضیافت نورانی خویش خواندی‌ام،
انگار کبوتران آسمان را آبی‌تر از همیشه آواز می‌خوانند و من سرشارم از اشتیاقی که رگ‌هایم را چون رودهای متلاطم و دلتنگ به دریا می‌برد.
خدایا:‌ دلم گنجشکی پرخسته و بی‌پناه است که از رگبارهای بی‌امان تنهایی به تنگ آمده است. مرا با پروانه‌های آرامش همسفر کن. مرا با قاصدک‌ها به وسعت سجاده‌های یک‌رنگی ببر. مرا از خیابان‌های پر از ازدحام و سیاه به کهکشان‌های نیایش، به روشنی بی‌تکلّف ماه ببر!
بگذار آن قدر صدایت کنم که پرنده‌ها در گلویم آشیان کنند. بگذار آنقدر نگاهت کنم که ستاره‌ها در چشمانم به دنیا بیایند. بگذار آنقدر بسرایمت که واژه‌ای در عالم جز تو نماند. به دست‌هایم توان بده تا با‌شکوه‌ترین کتاب هستی را بر سر بگذارم و به روحم وسعتی ببخش تا بی‌کرانگی و قداست قدر را در خود بگنجاند.
معبودم:‌ حالا هر روز غروب وقتی مادربزرگ تسبیح دانه فیروزه‌اش را با تکان آرام لب‌هایش در دست می‌چرخاند، ناگهان اتاق پر می‌شود از عطر گل‌های محمدی و نسیم با زلالی «ربنا» یکی می‌شود. انگار بلال بر گلدسته‌های عشق اذان می‌گوید و من احساس می‌کنم قلبم انار کوچکی است که عظمت نام تو را دانه‌دانه ذکر می‌گوید ای مهربان‌ترین مهربانان.
 

التماس دعا



ارسال توسط علی شیخ زاده تکابی
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin